ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

242

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

به استقبال ، و داخل شدن به شهر به دستگاه و اساس تمام ، خدمت صاحبى ايلچى بيان كرده ، دستورالعمل مجددى به خصوص بعد از ورود به شهر ، و بازديد كردن صاحبى ايلچى او را ، و بعد رفتن به دربار پادشاهى ، و بردن نامه شاهنشاهى ، و بعضى وقايع ديگر داده ، صاحبى ايلچى آن را مطالعه و بسيارى از فقرات آن را جرح و تعديل نمودند . از جمله در آنجا نوشته بودند كه نامهء شاهنشاه عالم‌پناه را بعد از شرفيابى ، حضور پادشاه به دست وزير داده باشند كه او به نظر پادشاه برساند . صاحبى ايلچى مذكور نمودند كه من نامهء شاهنشاه را به دست احدى نخواهم داد و بايد پادشاه ، خود از دست من گرفته باشد . و غير اين شق ، شق ديگر ممكن نيست . ديگر اينكه درحين شرفيابى حضور پادشاه ، سخنانى كه فيما بين پادشاه و ايلچى رد و بدل مىشود ، به توسط ديلماج و وزير شده باشد . اين را هم صاحبى ايلچى قبول نكرده ، مذكور نمودند كه پادشاه زبان انگريزى را خوب تكلم مىنمايد . من هم آنچه شايد و بايد خوب مىتوانم گفت و شنيد و ثانى در اين خصوص لازم نيست و بايد هر سخنى كه فيما بين گفتگو مىشود به زبان انگريزى خود گفته و بشنوم ، ديگر در آنجا نوشته بودند كه درحين رفتن شما به حضور ، پادشاه به تخت خود نمىنشيند . و تاج شاهى بر سر نمىگذارد و در عين بىساخته‌گى در مكان ايستاده . شما را در آنجا مىخواهد و تكلم مىنمايد . صاحبى ايلچى به نسل‌رود وزير گفتند كه لازم است كه پادشاه بر تخت نشسته و تاج بر سر گذاشته و ايلچى كه به حضور مىروند نيز در صندلى نشسته تكلم نمايند . نسل‌رود مذكور نمود كه پادشاه مىگويد كه چون نشستن بر تخت و گذاشتن تاج در سر مدتيست كه از ميان سلاطين يوروپ برخاسته « 1 » و موقوف شده و اين روز هم مدت مديدى طول مىكشد ، ايلچى به زحمت ما راضى نشود . پادشاهزادگان و زن‌ها و ايلچيان همهء دولت‌ها هم در اينجا مىباشند نشستن پادشاه و ايستادن تمام آنها بر ما گران است . ما خود برپا ايستاده ايلچى را مىطلبيم و ايلچى هم ايستاده با ما تكلم نمايد . در دوستى توقع داريم كه ايلچى نقل خواهش نشستن به تخت و گذاشتن تاج بر سر را موقوف نمايد ، و هم‌چنين بعضى چيزهاى ديگر را نيز جرح و تعديل كردند و دو دفعه دستورالعمل مذكور را به آنها رد نمودند كه برده فقرات جرح كرده را بيرون كرده بياورند . بعد از قرارداد اين فقرات ، آن حضرات به منزل خود رفتند و صاحبى ايلچى باز قدرى به انتظام و انضباط امورات خود پرداخته ، قدرى مشغول استراحت شدند ، يكساعت به صبح مانده از منزل حركت و روانه مكان معهود شوند . يوم دوشنبهء غره شهر صفر المظفر 1230 : يكساعت به طلوع فجر مانده ، صاحبى ايلچى سوار گاريت گرديد ، با همراهان و مهماندران و عمله‌جات روانهء آن مكان شدند . در عرض راه با وجود غايت سردى هوا كه به درجهء اعلا رسيده بود و آن مكان معين هشت ورث راه تا شهر مسافت مىداشت از آن هنگام طلوع فجر در همه‌جا از دو طرف راه ، سالدات پشت در پشت يكديگر ، صف كشيده ، ايستاده بودند و ما از وسط راه مىرفتيم تا به مكان مذكور رسيديم . فيل‌ها و اسبها را كه پيش روانه نموده بودند وارد آنجا شده و در مكانى

--> ( 1 ) - متن : برخواسته .